| دروغ به مثابه یک ایدئولوژی |
|
| نوشته شده توسط سید حسین جاودانی | |||||
|
1 ـ در روزگار سخت استالین، دیکتاتور مطلق العنان شوروی و در اوج خفقان سالهای 1937 و 1938 که جانها را به لب رسانده و از دست وی " دستها بر آسمان بود"، قانون اساسی جدید اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به تصویب رسید و در آن اشاره شده بود که" تضمینهایی جدید برای آزادی بیان، آزادی احزاب و مبادله افکار" دیده شده است! البته باید از آن 900 هزار نفری که به نقل اسناد معتبر در آن دوسال تیرباران شدند وافرادی که در 300 لیستی که به تایید شخص استالین رسید، حضور داشتند و بالغ بر 5 میلیون نفری که سالها در بازداشتگاهها و اردوگاههای کار اجباری سرنوشتی شوم در انتظارشان بود می پرسیدیم که نظرشان در مورد این تغییرات جدید چیست؟! ظاهراً دروغ هر چه بزرگتر باشد، هضم آن آسانتر است! 2 ـ نمی دانم چرا هر وقت محمد جواد لاریجانی را می بینم، سخت به یاد طارق عزیزمی افتم؛ آن سخنگوی خارجی صدام حسین که بارها و بارها از تصفیه های دهشتناک دیکتاتور جان به در برد و با اینکه مسیحی بود و صدام همواره سعی می کرد وجهه مذهبی خود را نگاه دارد، سالها نمایندگی حزب بعث را در افکار عمومی دنیا بر عهده داشت. روزهایی که صدام در قضیه بدنام "انفال" هزاران کرد را قتل عام می کرد، او در سازمان ملل از وضعیت مناسب و با ثبات در عراق خبر می داد و در روزگاری که مردم شهرهای شیعی نشین به خاک و خون کشیده می شدند، آنچنان با خونسردی در مقابل دوربینها قرار می گرفت که آدمی را به تحیر وا می داشت. آقای لاریجانی که از طنزتلخ روزگار، معاونت حقوق بشر دستگاه عدلیه ای را بر عهده دارد که برادرش بر ریاست آن تکیه زده است، در اجلاسی که اخیراً سازمان ملل در مورد بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در ژنو تشکیل داد، بی هیچ ابایی اعلام کرد که وضعیت حقوق بشر ایران رو به رشد است و با صراحت گفت که اکنون از این نظرایران به وضعیتی مطلوب رسیده و مردمسالاری در ایران به بلوغ نائل شده است! پیش از آن ناظران سازمان ملل از گزارشی که ایران در آستانه این اجلاس منتشر کرده بود با شگفتی یاد کردند و گفتند که مقامات ایران یا واقعیت را نمی بینند و یا خود را به ندیدن می زنند. احمدی نژاد هم که در آخرین کنفراس مطبوعاتی خود اعلام کرد که وی شخصاً با این بگیر و ببندها مخالف است! معلوم نیست پس این 90 روزنامه نگاری که در زندانند و رکورد بی سابقه و متاسفانه دیرپایی را برای حاکمیت ایجاد کردند و آن انبوه زندانیان سیاسی و کشته ها ومصدوم و مجروح در تجمعات و .... کجایند؟ و چه کسانی آنها را به این روز انداخته اند؟ لاریجانی هم روزگاری در میان انبوه دروغگوها گم می شود و شاید روزگاری نویسنده ای این مجال را یابد که " برادران لاریجانی" را به یاد " برادران کارامازوف" مرحوم داستایوفسکی بنویسد. هر چند که بعید است این قصه پردروغ خواننده ای یابد! دروغ هر چه بزرگتر باشد، هضم آن آسان تر است. 3 ـ سالها در کتابهای درسی نوشته اند و در رسانه های رسمی گفته اند که شیخ فضل الله نوری پیشتاز استبدادستیزی در عرصه مشروطه بوده است و این روزها نیز در سریالی که کارگردان آن ید طولایی در تحریف تاریخ نیز دارد، به صراحت این نکته را به تصویر می کشانند و گویا آن تاییدات مکرر شیخ مقتول ( که هیچ کس از اعدام او حمایت نمی کند) را بر به توپ بستن مجلس به دست محمد علی شاه مستبد نمی بینند و خوشحالی زایدالوصف وی را از برچیده شدن مجلس مشروطه به زعم وی غیر مشروعه نادیده می گیرند! گویی که تلاش روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان ها و روحانیون پرآوازه ای چون آخوند خراسانی و طباطبایی یکسره طفیلی وجود ایشان بوده است و مشروطه به یمن حضور شیخ شکل گرفته است. دروغ هرچه بزرگتر باشد، هضم آن آسانتر است. 4 - معلوم نیست که چرا جمهوری اسلامی مصر است در مقایسه های تاریخی که از قضا خود نیز به آن علاقه مند است در ردیف کشورهایی ارزیابی شود که دروغ را به عنوان یک ایدئولوژی رسمی می دیدند؟
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
در آمدي بر فلسفه سياسي هابز
