| دستبند سبز رشيد |
|
| نوشته شده توسط بهرام اسماعيل بيگي |
|
« رشيد اسماعيلي عضو شوراي سياستگذاري سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت) و دانشجوي اخراجي دانشگاه علامه که از روز سوم ديماه در بازداشت بسر مي برد در زندان اصفهان نيز مچ بند سبز *** به همين سادگي که خوانديم!؟ رشيد اسماعيلي حتي اجازه نداده مچ مبند سبزش را باز کنند. استوار و مقاوم در چنگ دگم انديشان و دشمنان راه سبز، سبز مانده و ذره از افکار و عقايدش کوتاه نمي آيد. وقتي هم سلولي اش گفت:« روحيه رشيد بي نظير و مثال زدني است» گفتم رشيد را مي شناسم! در محفل گرم و صميمي خانواده اش پاي صحبت هاي پدرش که نشستم با خودم گفتم رشيد به اين زودي ها نمي آيد! و امروز ايستادگي و مقاومتش را براي آرمانهاي سبزش ستايش مي کنم و مي گويم: رشيد را کم شناختم! انديشه هاي زيباي رشيد، آرزوهاي دور و درازش و آرمانهاي مقدس و بزرگش زندان اصفهان را به بند کشيده و خود ميان ديوارهاي سر به فلک کشيده اش استوار و پابرجا ايستاده و درس مقاومت و پايداري مي دهد. گويا تصميم رشيد ايستادن کنار ياران دربندش هست و مي خواهد از چهارتوي زندان دلگرمي دوستان به بند کشيده اش باشد، مثل روزهايي که پا به پاي همرزمان و همفکرانش کوشيد و دغدغه هاي ايران و ايراني را به دوش کشيد.
رشيد جان، جرم عبدالله مومني تلاش براي آزادي و دموکراسي، دفاع از حقوق بشر، ايستادگي در برابر نا حق بود. شرکت در انتخابات و تلاش براي اصلاح امور گناه نابخشودني اش. و تو شريک جرم عبدالله مومني بودي و فرياد زدي:« ما همه عبدالله مومني هستيم» رشيد جان، امروز ما شريک جرم تو هستيم. همه ي ما فرزندان احمد زيدآبادي، صداي عبدالله مومني و رشيد اسماعيلي و يار و همرزم سلمان سيما و مهرداد بزرگ هستيم.
و تو آقاي بازجو! رشيد تنها نيست. همه جوانان اين سرزمين رشيدند و رشيد مي مانند. همه را به بند بکشيد. انديشه هايشان فراتر از ديوارهاي شما و قدرتمند تر از غل و زنجيرهايتان است. رشيد اسماعيلي و هزاران جوان اين مرزو بوم افتخار و اميد مردم هستند. آقاي بازجو! رشيد تنها نيست. او مدافع حقوق بشر و انسانيت است. مدافع آزادي و آزادگي. در برابرش مستعصل و درمانده شده اي. افتخار کن! اسير انديشه هاي سبز رشيد شده اي. آقاي بازجو! رشيد هميشه سبز مي ماند. رشيد، رشيد است.
|
اخلاق و سياست در بازخواني ماکياولي

خود را باز نکرده است»