فلسفه سياسي

article thumbnail

 در آمدي بر فلسفه سياسي هابز

خيام عباسي

..................................................................

جنبش زنان;مبارزه،مرثیه چاپ
نوشته شده توسط محمد غزنويان   

 

در ایران تابوی جنسیت در در مقاطع مختلف و هر بار با ادبیاتی تازه ،چون آتش مقدس پاس داشته شده است و هر آنکس که به گونه ای آگاهانه نسبت به تعدیل یا تغییر بخشی از صورتهای آن موضعی گرفته است ،همچون گمراهی که شیطان در کالبدش حلول کرده ،طرد گشته است.mohamad_ghaznavian.jpg
شیطان هر بار به سیمایی و نرفندی تازه جلوه گر می شود و هر بار نیز پیاده نظام خود را به هیات دشمنان غیرت و آبرو و ناموس به مصاف عفت و شرف سرازیر می سازد.حافظان تابوی جنسیتی این خواست تعدیل را مقدمه ای برای تغییر تمامیت مناسبات ساختاری روح کلی نظام برآورد می کنند.آنها سعی می کنند با جذب صورتهای تازه آگاهی درون رژیم فراگیر دانش و قدرت و امر جنسی ،به گونه ای آنرا بازسازی کنند که ضمن خنثی نمودن طرح رقیب از خویش سیمایی مصالحه جو ،سازش پذیر و منعطف به نمایش بگذارند.از وارد ساختن کمی زنان در نظام آموزش تا دست بردن در فرهنگ مد و آرایش یا حتی بازتعریف روابط جنسی متکثر در غالب تعدد زوجین.
در واقع دستگاه فرهنگ سیاسی در ایران به دلیل وجود تفاوتهای بنیادین در ماهیت سنت و پیچیدگیهای فراوان آن ،و نیز تمایز اساسی در ماهیت مواجهه با مدرنیسم ،نتوانسته است مدلی از فمنیسم اسلامی را آنگونه که در اندونزی یا مالزی وجود دارد ،عرضه نماید.
عمق این ناتوانی جائیست که حتی طرح چادر ملی که زنان مسلمان ایرانی را روح صحنه تبلیغات کشاند و گویا می رفت تا خط سومی را مابین شرق و غرب فرهنگی بگشاید ،چنان در چنبره غول بی شاخ و دم شود و بازار گرفتار آمد که بدعت های مشهود بر تار و پود چادر ملی ،اساساً  هویت مستقل چادر را دچار اختلال کرد و سیستم را به عرضه بیانیه علیه روند انحرافی تولید چادر واداشت.
دستگاه فرهنگ در ایران اسلامی اما چنان در نبرد نرم افزاری و سخت افزاری خود با امپریالیزم فرهنگی دلمشغول است که نمی خواهد استقلال جنبش برابری طلبانه زنان این سرزمین را همچون حاصل بیش از یک قرن تلاش و کنش و مشقت آنها به رسمیت بشناسد.و جا و بی جا آن را عارضه اتکبار می نامد.اگر چه جنبش زنان ایران به سنت برابری طلبانه غرب نظر دارد و در بخشهایی نیز متاثر از آن است لیکن چنانچه به ویژگیهای منحصر به فرد سرزمینی و فرهنگی خود آگاهی نمی یافت استمرار یکصد ساله آن امری محال می نمود.
نگاهی به حضور زنان ،پیش و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری گویای عمق پیشروی زنان ایرانی است.این امر را باید فارق از حمایت جناحی یا حزبی مطرح ساخت.به گونه ای که حضور زنان را در هر دو طیف رقیب لحاظ نمائیم.فراموش نکنیم که حضور انقلابی زنان در شهرهای ایران و در انقلاب پنجاه و هفت ،خود بخشی از میراث جنبش زنان بوده است.از قضا در این ایامی که از رقابت تا نبرد انتخاباتی در نوسان بوده است ،شاهد رویارویی زنان حامی سنت و زنان برابری طلب در خیابانها و بصورت رودررو بوده ایم.امری که نشان از سیر تکاملی مبارزات زنان ایران دارد.جریان مسلط دولتی نیز ابداً از اهمیت نقش زنان غافل نیست ودر برنامه های تبلیغاتی خود جایگاه ویژه ای را برای انعکاس صدای زنان حامی خود و پخش مصاحبه های خیابانی آنها در نظر می گیرد.اگر چه دستگاه با انعکاس بخش راست صدا ،بخش دیگر را به ذیل گفتمان غرب براند لیکن با اینهمه قادر نخواهد بود از بروز تناقضات ذاتی سیستم در مرحله جوشش آگاهی ممانعت بعمل آورد.(این یعنی زنان آنسوی میدان خطری را متوجه تابو ساخته اند.)
در این ایام  اذهان چنان به کلی گویی پیرامون تحلیل(بیشتر توصیف)رویدادهای انتخاباتی مشغول اند که گویی برای ترسیم هر فرضیه ای گریزی از در نظر گرفتن جنبش سبز یا دولت همچون پارادیم اصلی نیست.در حالی که جنبش زنان هم به لحاظ نظری و عملی و از لحاظ تاریخی دارای تقدم است.هر قدر سویه برابری طلب از احراز نقش تاریخی خویش غفلت می ورزد و با استمرار رویکرد مطالبه محوری پیش از انتخابات ،خود را در ورطه سیاست دچار استحاله می سازد ،حافظان تابوی جنسیتی نیز در ادامه سریال خط سومی خود کمدی را به خدمت گرفته اند.(سازمانی که این بار وظیفه را به دوش گرفته است سازمان بهشت زهراست!نفر ارشد این سازمان ذیل این خبر که از این پس جهت معلوم نبودن بدن متوفی کلیه مراحل حمل از منزل تا مرقد با تابوت خواهد بود اعلام کرد رنگ تابوت بر اساس جنسیت افراد تغییر می کند.)
استحکام و استمرار حق برابری خواهی در یکی از راست ترین دولتهای تاریخ معاصر ایران دو قانون تبعیض آمیز را در رابطه با سهم الارث و نیز دیه به چالش گرفت و در نهایت سیستم به تعدیل آن تن در داد.اجازه هیم جنبش زنان ایران بیرون از تاریخ مرثیه به شرح و ایضاح و بازبینی و بازسازی خود بپردازد.
این نوشتار موعظه ای محتاطانه جهت انفعال و پرهیز نیست بلکه حاوی نگرانی از انهدام یک جنبش تاریخی و تعیین کننده است.نگرانی از این که زمانی پیکر نیمه جان جنبش زنان بدون تابوتی رنگین ملعبه دست شعبده باز و ساحر اهل سیاست گردد.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

ويژه

article thumbnail

 ۱۱۰۰۰ روز زندان(به مناسبت سالروز تولد نلسون ماندلا)

..................................................................

تحول خواهی دات کام, Copyright 2010 by TahavolKhahi.com, All rights reserved
تمامی حقوق سایت متعلق به تحول خواهی دات کام می باشد و هرگونه استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد
Designed by : Muhammad CC