| روز جهاني زن و جنبش زنان |
|
| نوشته شده توسط غزاله جهانشاه | |||||
|
جنبش زنان از بيش از يکصد سال اخير يعني از انقلاب مشروطه و چه بسا قبل از آن همگام با جنبش دموکراسي خواهي، فراز و نشيب هاي متعددي را پشت سر گذاشته است و به نظر مي رسد در حال حاضر يکي از مهمترين و شايد سرنوشت سازترين مقاطع عمر خود را مي گذراند. حضور زنان در ميان مردم و در لايه هاي مختلف جنبش سبز، از دستاوردهاي چندين ساله ي جنبش زنان و حاصل تغيير نگاه به اين بخش عظيم جامعه و افزايش سطح آگاهي عمومي و به ويژه آگاهي زنان است. حضور گسترده زنان که پيشآهنگان جنبش آزاديخواهي و حق طلبي ايران اند، در جريان اعتراضات کنوني از برجسته ترين ويژگيهاي اين جنبش مردمي است. اين حضور که نماينگر انتقاد و اعتراض اين گروه عظيم اجتماعي به جنبه هايي از قوانين حقوقي و شرايط ناعادلانه کشور است، با وجود فشارهاي حکومتي و دستگيري هاي مکرر تداوم يافته است. اگر بخواهيم براي گروههاي مختلف اجتماعي تشکيل دهنده جنبش سبز نقش يا اثر مشخصي تعيين کنيم، بدون شک زنان بيشترين تأثير انساني و معنوي را دارند. زنان ايراني پس از 22 خرداد آگاهانه و پرشمار وارد صحنه شدهاند و بدون در نظر گرفتن مطالبات بر حق خويش و سهم اندک اين مطالبات در کارزار انتخابات، خود را پيشاپيش جنبش اجتماعي ملت ايران قرار داده و با پذيرش هزينه هاي سنگين اين شجاعت و استقامت، افتخاري ديگر در کارنامه جنبش کهنسال زنان ثبت کرده اند. در آستانه روز جهاني زن، بهجاست نگاهي کوتاه به فعاليتها و نقش اين بخش اجتماع در جريانات اخير داشته باشيم. زنان ايراني به رغم محدوديتهاي قانوني و عرفي، اينبار جسورانه و يکپارچه، بخش مهمي از پيکره جنبش عدالتخواهانه مردمي را تشکيل داده و بازتاب دهنده تجربه درد و بي عدالتي در بستر جامعه هستند. اين عزم آگاهانه فعالين زن در انتخاب راه و پشتيباني آنها از اعتراضات مردمي و نقش پيگيرانه و فعالشان سبب تنگتر شدن عرصه فعاليت آنها شده و تهديد، دستگيري و زندان را برايشان به همراه داشته است. تا جايي که امروز زندانهاي ايران، بيشترين شمار زنداني سياسي زن را نسبت به ديگر کشورهاي جهان پذيرا است. پاداشي! که در خور جسارت و مقاومت شيرزنان سبز ايراني است؛ زنان روشن انديشي که عليرغم فشارها و آسيبهاي جسمي و روحي، شرايط غير انساني و طاقت فرسا، حبس و شکنجه و شلاق و تجاوز و اتهامات غير اخلاقي و موهوم، با روحيه اي مثال زدني همچنان استوار به راه خويش ادامه مي دهند و تا محقق شدن اهداف خود از پا نمي نشينند. بايد اذعان داشت پرداختن چنين بهايي براي اين مظاهر عشق، ايثار و ايستادگي دور از انصاف بوده و به نيرويي شگرف نيازمند است. چنين بهايي را زنان گمنام معترض نيز مظلومانه و بدون بازتاب صدايشان مي پردازند. تجربه فعالان و کنشگران جنبش برابري خواهي در انتخاب و پيمودن مسيرهاي مسالمت آميز همراه با بينش و آگاهي و همچنين مقاومت و ايستادگي در رسيدن به هدف باعث گشت تا جنبش مطالبه محوري خود را در عرصه ي اجتماعي هويتي نو ببخشند. در صفوف زنان مادران و همسران داغديده و عزادار شهيدان جنبشي حضور دارند که نمادش نيز زني است که مظلومانه نداي جنبش سبز ايران را به سراسر عالم رسانيد و نگاه آخرينش تداعي کننده رنج و تلاش چندين و چند ساله ديگر زنان سبزي است که در پي شناساندن چهره واقعيشان به ديگر انسانها و رساندن پيام خود به گوش جهانيان اند که حق دارند و ناگزيرند خود تصميم بگيرند که چگونه زندگي کنند. نداهاي برابري خواهي و ترانه هاي همبستگي اکنون رساترين فرياد رها شده از گلوهاي فشرده و دلهاي خسته و فسرده بانواني ايراني است. بانواني که در اقشار مختلف و با درجات متفاوت پايان "اسارت بلور" را انتظار مي کشند.
مادران و همسران زندانيان سياسي نيز با صلابت و هوشياري درخور تحسين و با شکيبايي و بردباري در پيگيري اوضاع فرزندان و همسران خويش و دفاع از مواضع و ديدگاههاي عزيزان خود و راززدايي و افشاي جنايات سرکوبگران خشن کمر همت بسته و درد تنهايي و انتظارشان را پنهان کردهاند. خانوادههاي زندانيان سياسي امروز نقش مهمي در انعکاس مبارزات دارند و پيام رسانان و مدافعان عزيزانشان در جامعه ميباشند و در اين راه خستگي نميشناسند. آنها همچنين نداي حق طلبي و استقامت عزيزانشان را به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و اذهان عمومي ميرسانند. از ديگر جنبه هاي نقش و تأثير اين زنان سبز، ارائه پتانسيلهاي جديد و آموزش آموزه هاي آزادي خواهانه و عدالت جويانه است که در بستر خانواده ها شکل مي گيرد. هم اکنون مادران سبز در تلاشند فرزنداشان را با بازيهاي عمو زنجيربافان ستمگر آشنا و نيز آنها را از زنجيرهايشان برهانند و در آغوش امن خود پناه دهند. جالب اينکه اين خانواده ها در دولت کنوني، با لايحه اي حمايت مي شوند که برخي مواد آن نشان دهنده تبعيض جنسيتي و حمايت قانوني از تجاوز مرد به همسرش (تمکين خاص) بوده و در گير و دار مسائل کنوني ديگر بار بحث به ميان آمدن و تغيير غير مؤثر 2 ماده اش (مواد 23 و 25 لايحه حمايت از خانواده) که نقض کننده حقوق انساني زن است بر سر زبانها است و حق ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر که بي هيچ شکي نقض آشکار حقوق انساني وکشتن تدريجي احساسات يک زن مي باشد قانوني ميشود. چگونه است که خيانت زن به مرد برابر با پايان زندگي است ولي ازدواج مجدد مرد بدون اطلاع همسر، راهي قانوني براي ادامه زندگي است؟ و در اين ميان، زنان در جستجوي راهي براي احقاق حقوق خويشاند و شايد در اين انديشه که آيا مهريهاي که تنها ابزار قانونيشان براي مقابله با اين تبعيضات است، خود ابزاري براي تحقير و توهين به زن و حمايت از قانون برده_کنيز و يا خودفروش_ داري نيست؟! زنان در اقشار و گروههاي مختلف نقش ويژه اي در تحول و بازسازي فکري جامعه سنتي ايراني و آگاه سازي عمومي و گسترش جامعه مدني بر عهده دارند. درک لزوم استقلال و افزايش اعتماد به نفس و خودآگاهي در جامعه زنان که از موجبات حضور آنان در عرصه هاي اجتماعي-سياسي است، افزايش کيفيت جنبش اعتراضي کنوني را به دنبال داشته است. در ماههاي اخير، زنان غالباً پيشتازان حرکتهاي اعتراضي بوده و با پذيرش هزينه هاي سنگين آن، در جهت دستيابي به آزادي، عدالت و دموکراسي پايداري مي کنند. اميد است اين حضور نويد بخش و پر آتيه سبب پيشبرد اهداف آزاديخواهانه جنبش و همگاني شدن آن شده و نيز گامي در جهت بهبود وضعيت زنان باشد. تلاش و کوشش فعالين جنبش زنان و ديگر زنان سبز ايراني باعث گشت تا در کنار همراهان و همفکران جنبش مقاوت و ايستادگي مردم و در کنار شمار خواستهها و مطالبات مردم، به گوش جهانيان برسانند: آنانکه زندگي مي بخشند از زندگي چه مي خواهند؟ در هر حال و عليرغم تفاوتها و تنوع هاي طبيعي و ذاتي در جامعه زنان، زنان سبز (که شمارشان روزافزون است) در پي چيزي اصيلتر و عميقتر به درون خويش مي نگرند و خواستار دستيابي به حقوق انسانيشان بر تن و ذهن خويشاند. آنان در جستجوي راهي که ديگر تشکلهاي مدني را با خواسته هايشان همگام سازد و مانع از اين شود که اينبار نيز مطالبات بر حقشان در جريان تحولات سياسي به فراموشي سپرده شود، به استقبال روز جهاني زن مي روند.
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
در آمدي بر فلسفه سياسي هابز

