| زن ايرانی از باستان تا امروز |
|
| نوشته شده توسط مريم بهادران | |||||
|
زنان به عنوان نيمي از جمعيت جامعه نقش مهم و اساسي در شكل گيري و گسترش تحولات اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ، مذهبي و ... بازي مي كنند . تحليل نقش زن ايراني در جامعه كنوني و به تصوير كشيدن چشم انداز آن در آينده ، بدون آگاهي از پيشينه تاريخي حضور زنان در بستر جوامع ايراني ، امكان پذير نخواهد بود جايگاه زن ايراني در گستره زمان همواره تحت تاثير بافت فرهنگي و مذهبي ، ساختار اقتصادي و نظام سياسي، دستخوش تغيير بوده است . تناقضاتي كه بعضا در تاريخ و مجموعه سوابق مربوط به زنان و وضعيت آن ها وجود دارد از سويي و تاريخ مكتوب پادشاه محور از سوي ديگر منجر به عدم درك صحیح شرايط توده مردم و علي الخصوص زنان شده است . از اين رو نسبت دادن جايگاه و حقوق شايسته و ارزشمند براي همه زنان ايران باستان علاوه بر دور ماندن از واقعيت هاي تاريخي، حذف رنج هاي عميق يك جامعه انساني در دوره اي خاص به شمار می آيد و به كار بردن اين شيوه تفاوت چنداني با منش حاكمان كشورهايي كه در آن حقوق انساني پايمال مي شود و زنان و مردان و انديشمندان در زندان ها ، گورستان ها و محروميت ها به سر مي برند و با این حال حکومتشان را مبتني بر حقوق و آزادي هاي بشري مي نامند، ندارد. از سويي بي طرفي و واقع نگري در پژوهش حكم مي كند كه يك صفت كلي و نتيجه گيري نهايي را به طور يكسان براي همه مردمان يك كشور به كار نبريم . با توجه به آنچه گفته شد و در آستانه روز جهاني زن ، نوشته حاضر برداشتي است آزاد، نسبت به سير تحول جايگاه زن ايران از دوران باستان تا به امروز . بيش از ده هزار سال قبل از ميلاد مسيح تغييراتي در وضعیت اقليمي ايران به وجود آمد و انسان غارنشين اندك اندك براي خود خانه ساخت. در اين دوران كانون خانواده مركز قدرت قبيله بود و ارزش و اهميت زنان بر مردان فزوني داشت چراكه زنان هم در خانه و هم در بيرون از خانه در توليد و رفع احتياجات زندگي با مردان همكاري داشتند و از طرفي وظيفه توليد مثل و زاييدن نيز به طور طبيعي و فطري بر عهده زن بود . حتي از لحاظ نيروي جسماني و بلندي قامت نیز زنان دست كمي از مردان نداشتند، كاملا نيرومند بودند و وظايف سنگين به عهده آن ها گذاشته مي شد . هم چنين علاوه بر رهبري اقتصادي و اجتماعي مقام روحانيت نيز در اختيار زن بود و مذهب مادر خدايي و پرستش الهه مادر در بين ايرانيان و همسايگان آن ها رواج داشت . در حدود چهارهزار سال پيش از ميلاد مسيح حكومت ايلام رشد و تكامل يافت . مجسمه ملكه ايلام معرف وضع اجتماعي زن در آن روزگار است . اين دوران يكي از دوره هاي درخشان مادرشاهي است و پرستش الهه هاي زن رواج داشته است. زنان نه تنها در امور اجتماعي نقش داشتند بلكه در عين حال با رقص هاي مذهبي به زندگي شور و نشاط مي بخشيدند. حدود دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح گروهي از مردم شمال فلات ايران ( آريايي ها ) در گريز از يخبندان هاي فصلي و در پي چراگاه كافي در چند مرحله و به صورت جداگانه ( مادها ، پارس ها ، پارت ها ) وارد فلات ايران شده و به تدريج جانشين ساكنين قبلي آن شدند. دوره حكومت مادها در تاريخ ايران، دوره انتقال از عصر مادرسالاري به پدرسالاري است . در واقع پس از شروع عصر آهن و تكامل ابزار كار يك تحول تاريخي در نقش زن و مرد به وجود آمد كه مصادف با دوره حكومت مادهاست . در اين دوره حقوق زن ومرد در همه زمينه ها حتي توارث و امور سياسي مساوي بود و زنان به رياست قبيله و مقام قضاوت مي رسيدند . حدود 600 تا 900 سال پيش از ميلاد مسيح، زرتشت متولد شد. مذهب زرتشت در ايران قبل از اسلام زمينه ساز حفظ حرمت انسانی زنان بوده است. زن نگاهدارنده روشنایي آتش و ركن اساسي خانواده محسوب شده و مطابق قوانين اوستا زن داراي حق مالكيت، قيمومیت فرزندان، محاكمه شوهر، اداره امور و شكايت از شوهر بوده است. مرد حق نداشت دخترش را بدون اجازه زنش شوهر دهد، گواهي زن در دادگاه پذيرفته مي شد و زن مي توانست در جایگاه داور ، وكيل يا وصي قرار گيرد. ازدواج بر پايه نظام تك همسري، زناشويي عملي مقدس و از هرگونه تحقير، تبعيض و نابرابري به دور بوده است. پس از آن در عصر حكومت هخامنشي، زمينه اجتماعي مقام زن بر مبناي مفاهيم عدالت و برابری عصر خود استوار بوده است. زن در اين عصر، در امور سياست ، تعليم و تربيت و تعیین سرنوشت ميادین جنگ نقش برجسته داشته است. زنان حتي در ساخت بنای تخت جمشيد مشاركت داشته اند. برخوردار بودن از شخصيت حقوقي و مالي مستقل، حقوق و امتيازات برابر با مردان و گاه ( در امور خاص زنانه ) بيش از آنان ، مديريت و سرپرستي بنگاه هاي كشاورزي و صنعتي در جامعه اي تك همسري نمونه هاي كمي از جايگاه شايسته زنان در اين دوره است و به روايت تاريخ ، زنان يكي از بهترين جايگاه هاي خود را در اين زمان داشته اند. حضور زناني از قبيل آتوسا، پانته آ، ركسانا ،آرتميز و ... نمونه هايي از اين حضور فعال مي باشند. پس از شكست هخامنشيان، وضع اجتماعي زن در ايران تغيير كرد و روندی نزولي را طي نمود. زنان یونانی زيادي در ايران زندگي مي كردند و چون در يونان زن از تساوي حقوقی با مردان برخوردار نبود لذا در وضعيت و سرنوشت زن ايراني تاثير نهاد. در زمان اشكانيان موقعيت زن ايراني تا حدي تحكيم شد. در مورد مقام و موقعيت زن در حكومت اشكانيان اطلاعات چنداني در دست نيست. اطلاعات اندكی وجود دارد حاكي از اين كه نقش ملكه هاي اشكاني زياد نبوده و آنها در امور سياسي و دولت مداخله نمي كرده اند. درزمان ساسانيان دين زرتشت اهميت اوليه خود را بازيافت و سيستم حكومت نيز به طريق موبدشاهي اداره مي شد . زن ايراني تحت تعاليم مذهب زرتشت ، باز در اين عصر حقوق و امتيازاتي را بدست آورد . از كارنامه اردشير بابكان اين طور برمي آيد كه شخصيت زن از همان آغاز كار ساسانيان محترم شمرده مي شد و هيچ كس حتي پادشاه نمي توانست به ميل و دلخواه خود زني را مورد آزار قرار دهد . در پندنامه آذرباد، مهراسپند به پسر خود اين طور مي گويد: " اگر تو را فرزندي است خواه دختر و خواه پسر اورا به دبستان بفرست تا با فروغ خرد و دانش آراسته گردد و نيكو زندگي كند. زن در عهد ساسانيان حتي بر مسائل حقوقي نيز احاطه داشته است به طوري كه دختر در انتخاب همسر آزاد بود و اجباري نداشت مردي را كه پدرش براي او در نظر گرفته به همسري قبول كند و پدر حق نداشت او را از ارث محروم نمايد و يا تنبيه ديگري در موردش اعمال نمايد. اين در حالي است كه گزارشات روشني از اسفبار بودن وضعيت زنان و ساير مردمان در دوره زرتشتي گري عصر ساساني در دست است. موبدان زرتشتي ساساني همانند روحانيون بسياري از اديان از نگراني عميقي نسبت به زنان رنج مي بردند و زنان را عامل اصلي انحراف مرد از وظايف ديني مي دانستند. شايد اين نگراني ها از آن جا ناشي مي شود كه زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختي بيشتري نشان مي دادند. بر اساس متون فقهي زرتشتي و قوانين و مقررات سخت گيرانه موجود در آن ها زنان حتي در كوچكترين موارد شخصي و روزمره خود حق تصميم گيري نداشتند. آذرباد مهرسپندان در اندرزهاي خود كه تنها خطاب به مردان است سفارش مي كند كه تا جاي ممكن از خروج زنانشان از خانه جلوگيري كنند. هم چنين زنان موظف بودند با حجاب كامل از خانه بيرون بروند. البته زنان اشراف ساساني در جامعه طبقاتي آن روز از رعايت بسياري از اين قوانين ضد انساني معاف بودند. در اين دوره حتي ازدواج محارم بدون توجه به رضايت يا نارضايتي زنان تبليغ مي شد. در نگاره هاي به جا مانده از عصر ساساني بر عكس نقش هاي باشكوه باقي مانده از دوره هاي ماقبل تاريخ، اشكاني و هخامنشي، زنان تنها موجوداتي هستند جهت خوش گذراني مردان که مهیا نمودن بزم و ساز و آواز آنان را به عهده داشته اند. چنانچه در شاهنامه فردوسي نيز نام زنان ساساني بر خلاف پيشينيان پر افتخار خود(فرانك ، گردآفريد و منيژه) از تعداد زيادي معشوقه هاي درباري تشكيل شده است.لازم به ذکر است که اين شيوه هاي غير انساني دستگاه ديني زرتشتي ساساني از طرف موبدان زرتشتي كه خود را نماينده خدا بر روي زمين مي دانستند و رفتارشان موجب تباهي و آسيب به فرهنگ و تمدن و هنجارهاي زندگي مردمان شد، پذيرفته و رواج داده مي شد و هيچ گاه مقبوليت عام نيافت و نقطه ضعفي براي جامعه زرتشتي ايران به حساب نمي آيد . با ورود دین اسلام، جامعه ایران دستخوش تحولات عظیمی در کلیه سطوح و ساختارها و از جمله در حوزه جایگاه و حقوق زنان شد. زنان در دوره غزنويان حضور اجتماعي و سياسي كمرنگي داشتند و اغلب به طور كاملا غير مستقيم نقش خود را در برخي مسائل سياسي ابراز مي كردند.از جمله دخالت غيرمستقيم خواهر سلطان محمود غرنوي براي به قدرت رسيدن سلطان مسعود. در اين دوره ازدواج هاي متقابل سياسي زياد صورت مي گرفت. شايد بتوان يكي از علل حضور كمرنگ زنان در امور اجتماعي وسياسي را عدم آمادگي فرهنگی مردم ايران و تاثيرپذيري سلاطين اين دوره از قوانين اسلام دانست. در دوره سلجوقي به دليل کاهش تعصبات مذهبي دوره غزنوي و هم چنين افزايش نفوذ سنت هاي قبيله اي، زنان آزادي بيشتري داشتند و تعداد بانواني كه به سلطنت يا حكومت رسيدند و يا به صورت مستقيم و غيرمستقيم در امور حكومت با شوهر و فرزندانشان مشارکت داشتند، بسيار مي باشد. از جمله مشهورترين زنانی که در دوران پس از اسلام نقش برجسته تاریخی بازی نمودند، تركان خاتون مادر سلطان محمد خوارزمشاه را می توان نام برد. به طور كلي در اين دوران بيش از همه زنان طبقه متوسط اهميت و قدرت يافتند و تقريبا حقوق زن و مرد با هم مساوي بوده است . بر اساس آن چه از متون تاريخي بر مي آيد در عصر مغول زنان از آزادي و قدر و منزلت ويژه اي برخوردار بودند و زنان و مردان تقريبا داراي حقوق مساوي بوده و در امور حكومت سهيم بوده اند . زنان اول سلاطين حداقل يكبار در عمر خود شانس سلطنت داشتند.به طور مثال وقتي پادشاه مي مرد و يا به دليلي مانند بيماري قادر به اداره امور نبود، تا زمان تشكيل شوراي جانشيني امور حكومت را بر عهده مي گرفتند. در اين دوره زنان نيازي به پوشاندن روی و موي خود نداشتند زيرا طبق رسوم، مردان بايد چشم خود را از نگاه به نامحرم مي بستند. در عصر مغول خواستگاري و ازدواج داراي آداب و رسوم خاص و امري غير قابل عدول بوده به طوري كه حتي مردگان را هم به عقد هم درمي آوردند . سن ازدواج در ميان دختران و پسران اين قوم بسيار پايين و ماندن دختر در خانه پدر و شوهر نكردن به هيچ وجه مورد قبول نبود. هم چنين تعدد زوجات در اين دوره به حدي طبيعي بود كه به ندرت همسران يك مرد با هم اختلاف و مشاجره پيدا مي كردند. جهيزيه و مهريه در بين مغول ها رواج داشت و ميزان آن بستگي به قدرت و ثروت پدر داشت. در دوره ايلخاني پس از رسمي شدن دين اسلام مهريه و طلاق مرسوم گرديد. قبل از آن طلاق و جدايي زن و شوهر معمول نبود و تنها اگر مردي با بدرفتاري زنش مواجه مي شد او را از خانه بيرون مي كرد. در اين عصر زنان و مردان به طور مشترك به تامين ملزومات زندگي مي پرداختند و اين موضوع در وضع بانوان ايراني بي تاثير نبود و آن ها نيز در صحنه زندگي فردي و اجتماعي خود جايگاه بهتري يافتند. در تاريخ پادشاهان قاجار بيش از پيشرفت هاي سياسي ،اقتصادي و فرهنگي از نظربازي و هوسراني آنها سخن به ميان آمده است كه اين موضوع در زندگي فتحعليشاه و ناصرالدين شاه بيشتر ديده می شود. در زمان پادشاهي فتحعليشاه بيش از هر زمان ديگري از ارزش زن كاسته شد و پادشاهان در اين زمينه پيشرو ملت بودند. در دوران قاجار امكان تحصيل براي زنان به دليل باور عمومي كه باسوادي زنان را مخالف اسلام و براي جامعه خطرناك و ننگ مي دانستند ، بسيار محدود بوده است. در اين دوره جدايي جنسيتي در خانه ها ،خيابانها و ... به خصوص در طبقات پايين جامعه وجود داشت كه تا دوره پهلوي نيز ادامه يافت. در اين زمان ازدواج كودكان و ازدواج اجباري دختران بسيار رايج بود و طلاق براي مردان بسيار آسان بود. زنان نه تنها نمي توانستند به هيچ منصب سياسي دست پيداكنند بلكه حق راي نيز نداشتند و در مجموع در طول 140 سال سلسله قاجار هيچ تغيير عمده ای در وضعيت زنان به وجود نيامد و زن هم چنان فرودست و بيسواد باقي ماند . در جريان تحولات سياسي در دوران انقلاب مشروطه زنان فعاليت اجتماعي بيشتري را در پيش گرفتند و انجمن هاي خصوصي و سازمان هاي مخفي تشكيل داده و به مبارزات غير خشونت آميز پرداختند و در تظاهرات شركت كردند . البته از آن جا كه همواره حقوق زنان در اولويت دوم قرار داشت با وجود اینکه سهم عمده اي در حركتهاي اجتماعي داشتند، قانون اساسي مشروطه ايران حق راي براي زنان قائل نشد. در زمان پهلوي ،رضاشاه اقداماتي را جهت بهبود موقعيت زنان و آموزش و پرورش انجام داد. به عنوان مثال به موسسات آموزشي به ويژه دانشگاه تهران دستور داد كه از دختران نيز ثبت نام به عمل آيد. در اين دوره برخي از سازمانها و نشريات زنان بسته شد و كانونهاي خيريه بانوان به جاي آن ها تشكيل گرديد . در زمان محمدرضا شاه با تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي ، زنان براي نخستين بار حق راي و نامزدي در انتخابات را به دست آوردند و به مجلس راه يافتند. سازمان زنان ايران تشكيل شد و در اواخر دوره پهلوي مواردي از قانون حمايت خانواده 1354 تصويب گشت. در اين دوره تعداد زنان باسواد افزايش يافت ولي با وجود افزايش باسوادي زنان، نگرش آنان نسبت به نقش سنتي و جايگاه فرودستشان تغيير عمده ای نداشت. پس از انقلاب 57 تغييراتي از لحاظ نوع پوشش و فعاليت زنان، تحصيلات و قوانين خانوادگي بر اساس قانون اساسي جدید به وجود آمد و از آن جا كه همواره احياي حقوق زنان، شعار زيبايي براي جلب اين بخش از جامعه بوده است، به مناسبتهاي گوناگون ظاهرا به اين موضوع پرداخته و بعضا قوانيني نيز تصويب شده است كه البته وجه مشترك همه اين قوانين تا به امروز آن بوده است كه عملا تاثير قابل توجهي در بهبود وضعيت زنان نداشته و چه بسا به شيوه اي مدرن تر از پيش ، زمام ايشان به دست مردان سپرده شده است. در سالهاي اخير، با ورود زنان به دانشگاهها و بازار كار، شاهد عكسالعملهاي مختلف اجتماعي و قانوني نسبت به اين حضور هستيم. اگرچه همگان اين موضوع را از شاخصهاي پيشرفت كشور دانسته و خود را مستلزم به قدرداني از اين بخش جامعه و هم چنين عوامل ذيربط ميدانند ، ليكن از جانب ديگر ورود زنان به عرصه هاي مختلف ، منجر به افزایش روزافزون سطح آگاهیهای ایشان شده و لذا در خصوص موارد مختلف اجتماعي اظهار و اعمال نظر مي نمايند و برنامه هاي تلويزيوني متعدد و روزنامههاي گوناگون را به واكنش هاي مختلف در برابر مزايا و مضرات اين آگاهيها و به دنبال آن آشنايي با حقوق اوليه انساني خود از جمله تفكر، تصميم گيري در تحصيل و پيامدهاي آن وا مي دارند . در مقابل همواره بوده اند زنان و مرداني كه در پاسخگويي به نداي حق طلبي و برابري خواهي دروني خويش در راستاي احقاق حقوق زنان گام برداشته اند . اين حركت ها از فعاليت هاي فردي سازمان نيافته تا تشكيل كانونها يي جهت دفاع از حقوق زنان مانند كمپين يك ميليون امضاء ادامه داشته است و چنان چه مشاهده مي شود با عملكرد خود در راستاي احقاق حقوق از دست رفته و بالا بردن آگاهي زنان جامعه عليرغم فشارهاي وارده و تحمل هزينه هاي گوناگون از هيچ حركت مسالمت آميزي در دفاع از حقوق زنان دريغ ننموده و اندكي از سختي اين راه صعب العبور كاسته اند . بديهي است پرداختن به وضع زنان در ايران در كليه دورهها از باستان تا امروز از حوصله اين مقاله خارج است و سعي نگارنده بر اين بوده تا به بررسي وضعيت زنان در دورههايي بپردازدكه كمتر از آن شنيده ايم و در عين حال اطلاعات كمتري در اختيار داريم. وجه غالب و مشترك تمامي اين دوران اين است كه عليرغم نقش زنان در خانواده ، سياست ، فرهنگ و اقتصاد كشور چه حتي در اندرونيها و حرمسراها و چه در دربار و ادارات و سازمانها ، هيچ گاه به حقوق زن به عنوان يك انسان واجد تفكر پرداخته نشده است. در طول تاريخ چنان چه هر از گاهي زنان مورد توجه قرار گرفته اند ، به دليل شخصيت وجوديشان نبوده بلكه در پس پردهی اين توجهات همواره مصالحي نهفته بوده كه حقوق زن را در بهترين حالت در اولويت دوم قرار داده است و زنان نيز به دليل نا آشنايي با حقوق انسانی خود، دست كم گرفتن تواناييها و پرورش ندادن آنها به اين فاجعه دامن زده و ميزنند. در بزنگاه تاريخي كنونی وقت آن رسيده كه زنان به عنوان يكي از مهمترين نقش آفرينان جنبش سبز ايرانيان بر خود لازم بدانند دست در دست ساير هموطنانشان به دنبال پيگيري مطالبات گوناگون و متعدد ، بيش از پيش به صورت علمي و جامعه شناسانه به بررسي حقوق و خواسته هاي خود ،زمان و انحاء بيان آنها و هم چنين آگاه سازي همه گروههاي زنان بپردازند . امید است آگاهی از پایههای تاریخی این تبعیضات راه را در جهت نیل به برابری ، اندکی هموارتر کند ، شاید بدینگونه بتوان ترانه مظلوميت خواهران و برادرانمان را الهام بخش غزل آزادي خواهي مان كنيم باشذ كه ندا شود گلوي سرخ شهيدان سبز را .
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
در آمدي بر فلسفه سياسي هابز
